Friday, December 20, 2002

چند روزه كه بازحالم بد شده..شبا چهار،پنج ساعت ب�شتر نم� خوابم..حوصله ه�چ كاری ندارم..همه چ�ز برام تكراری شده .بعضی وقتا �ه حسی بهم دست م�ده كه دلم م� خواد برای چند وقت ناپد�د بشم...حوصله ه�چ كس رو ندارم..هر وقت مامانم زنگ م�زنه باهاش كلی بداخلاقی م�كنم..همش دلم م�خواد به �كی گ�ر بدم..ب�چاره دا��م كه مجبوره اخلاق گند منو تحمل كنه..خ�لی حساس شدم..هر چی م�گن بهم برم�خوره..از خودم بدم اومده..ازاون موقع هاست كه �كر م�كنم خ�لی تنهام..�كرم�كنم بودن �ا نبودنم برای كسی مهم ن�ست..ه�چی آرومم نم�كنه..حت� تلق�ن هم �ا�ده نداره ...با همه بدون دل�ل دعوام م�شه...از قرصها� خواب آور قوی است�اده م�كنم ..تمام بدنم سست م�شه ولی بازخوابم نم�بره.. دلم م�خواست كه چشمامو م�بستم و وقتی باز م�كردم تو خونمون بودم...ولی نم�دونم چرا هر چی از ا�ران �ادم م�اد ،همش جمعه بعدازظهرهاس..باز دلم م�گ�ره..احساس م�كنم ه�چ جاآرامش ندارم...حت� حوصله ندارم موهامو شونه كنم..چند روزه كه لباسامو مچاله تو كشوم�زارم...اوضاع غذا��م هم به هم ر�خت..اصلا گشنه م نم�شه..به زورغذا م�خورم..سرم سنگ�ن شده..�كر م�كنم اثر قرصا باشه...دائم سرم گ�ج م�ره ...همش منتظره شرا�ط بهترم..همش م�گم �ردا خوب م�شم ..ه�ته بعد بهتر م�شم..ا�نجوری نم�شه..با�د �ه �كری كنم..ا�ن ترس هم منو كشته...الان كه دارم م�نو�سم دستم �خ كرده ..كنترل دستم روی كی برد برام سخته..تمام بدنم كرخ شده ...برای همه چ�ز عجله دارم ..وقتی تلو�ز�ون نگاه م�كنم عجله دارم كه زود برنامش تموم بشه با ا�نكه كار به خصوصی ندارم بكنم...منتظرم ساعت دو بشه كه زنگ بزنم ا�ران،وقتی زنگ م�زنم منتظرم تل�نم تموم بشه..برای خودم نگرانم..صبح ها كه بلند م�شم چشمام قرمزه..در روز حدود ب�ست ل�وان چای م�خورم...دلم م�خواد هوار بزنم..د�گه آهنگای شاد هم حالمو خوب نم�كنه..�ه پا خل شدم...م�ترسم ا�ن حالم تو روابطم با اطرا��ام تاث�ر بزاره ..جوری كه بعدا نشه جبرانش كرد...چند وقت �ه بار سعی م�كنم ن�س عم�ق بكشم ولی نم�تونم... د�گه صبحها پرده هارو كنار نم�زنم...د�گه قرص و�تام�ن هم �ا�ده نداره...حالم خ�لی بده ..اشكم هم در نم�اد...شا�دگر�ه حالم روخوب كنه...مغزم با �كرای مختل� پر شده....نم�دونم چ�كار كنم..دوست داشتم برای چند وقتی ب�هوشم م�كردن...ازخودم شاك�م..دوست ندارم ا�نجور� باشم..هم�شه ازدست كسائ� كه همش قرم�زدن ،شاك� م� شدم ول� حالا خودم شدم �ك� ازهمون آدما...خدا كنه تاد�رنشده حالم خوب شه...