Monday, December 16, 2002



چند دق�قه پ�ش با سحر حر� م�زدم...م�گ�ت كه جام تو دانشگاه خ�لی خال�ه ،همه سراغمو م�گ�رن:(...دلم برای سحر خ�لی تنگ شده ..نزد�ك بود گر�ه م بگ�ره....بهم گ�ت كه برام برگه پ�ش ثبت نام گر�ته..كلی ذوق كردم ،مثل ا�نكه د�گه نزد�ك برگشتنه...گ�ت كه امتحانای پا�ان ترم ازب�ست ونهم د� ماه شروع م�شه و دهم بهمن تموم م�شه...درنت�جه من كلی وقت دارم برای ت�ر�ح وآسوپاس گشتن(نه ا�نجا كم ول گشتم!!...)..
انقدرذوق كردم كه �ادم ر�ت علتش رو بپرسم.!!حدس م�زنم به خاطر تظاهرات دانشجو�� ا�نجوری شده باشه..در هر صورت من تقر�با �ك ماه تا شروع ترم جد�د �رصت دارم...هورااااااا...كلی كار دارم كه م�تونم د رعرض ا�ن �ك ماه انجام بدم...
دارم م�م�رم از خوشحال�...